نسخه شماره 118 - 1386/06/05 - دوشنبه
صفحه اصلي شناسنامه
روي جلد
آرشيو

ارتباط با ما
جستجوي پيشرفته
برو
سایت های مرتبط نمایشگاه تصاویر


امواج مثبت المپياد


روياي شيرين به حقيقت پيوست


فقر پشتوانه سازي در‌ تربيت مربيان تيم‌هاي ملي


اخلاق در ورزش


 امواج مثبت المپياد 

هر روز كه از مسابقات المپياد ورزشي ايرانيان سپري مي‌شود، شور و حساسيت رقابت ها به منظور قرارگيري در جايگاه مناسبي در جدول رده بندي مدالي بازي‌ها دوچندان مي‌شود. در حقيقت با ادامه رقابت‌ها و نتايج بدست آمده فركانس‌هاي مثبت المپياد بيش از پيش رخ مي‌نمايد تا ورزش ايران در خواني گسترده از نعمات و مزاياي آن بهره‌مند شود. به سخني المپياد هويت بخش مسابقات كشوري و ارزيابي دقيق ورزش در استان‌هاي مختلف شده است تا با بررسي هاي لازم و اتخاذ تصميمات بهنگام ، ورزش از دايره روزمرگي خارج شده و به سوي پيشرفت و تعالي رهنمون شود.
المپياد ورزشي ايرانيان اين بستر خوب را بوجود آورده است تا هر كس در هر مقام و جايگاهي در عرصه ورزش كشور خود را در معرض ارزيابي و نقد در جهت بهتر شدن قرار دهد. بي شك المپياد سنگ محك دقيق موقعيت و جايگاه ورزش هر استان خواهد بود تا مرد اول ورزش ايران كه خنثي و بي تفاوت عمل كردن را
در مجموعه سازمان و ادارات كل تربيت بدني استان‌ها بر نمي تابد ، به روشني و بدون هيچ واسطه اي در جريان عملكردهاي ورزشي مسئولان استاني قرار گيرد. از مديران ستادي گرفته تا روساي هيات‌ها كه علي القاعده تلاش و فعاليت گسترده آنان مي‌تواند ورزش را بصورت گسترده به جوشش و خروش درآورد.
اگر چه تا پايان روز پنجم بازي‌ها، ورزشكاران تهراني با كسب بيشترين مدال هاي طلا ، نقره و برنز ، گوي سبقت را از ديگر استان‌ها ربودند، اما بدون شك تمام داشته‌ها و توانايي هاي استان‌ها در يك ظرف مورد ارزيابي قرار نمي گيرد تا دقيقا با مشخص شدن نقاط قوت و ضعف ورزش هر استان ، برنامه ريزي هاي لازم در جهت ارتقا و رشد مورد توجه مسئولان و دست اندركاران امر قرار گيرد.
وقتي رييس فدراسيون وزنه‌برداري به صراحت اعلام مي كند كه 15 چهره جديد و شاخص در عرصه رقابت‌هاي وزنه‌برداري المپياد شناخته شده و به اردوي تيم ملي دعوت خواهند شد و يا اينكه سرپرست
فدراسيون ووشو از كشف 6 چهره جديد و با آتيه در عرصه قهرماني اين رشته سخن به ميان مي‌آورد، اوضاع و احوال حاكي از دستيابي المپياد به اهداف خويش در جهت شناسايي استعدادها و نخبه پروري در عرصه ورزش كشور است. به همه مسئولان برگزاري المپياد دست مريزاد مي‌گوييم و تا پايان رقابت‌ها يار و همراهشان خواهيم بود.

 

 


 روياي شيرين به حقيقت پيوست 
نويسنده : عليرضا گلي

«چه خواب زيبايي بود. چه روياي شيريني! اينجا كجاست؟ باورم نمي‌شود چقدر اين آدم‌ها زيبا هستند، خدايا خوابم يا بيدار؟ اصلا چشمهايم خسته نمي‌شود. دوست دارم اين صفحه‌هاي زيبا را در كنار ساحل دريايي كه نمي‌دانم اسمش چيست تا آخر عمر نگاه كنم،‌زلالي آب دريا آنقدر در چشمم مي‌آمد كه حتي غلتيدن سنگ‌ها و جلبك‌هاي ته آب را لمس مي‌كردم. خدايا بگذار همينجا بمانم. من را با خودت نبر...»
بلند شو بابا، بلند شو... چقدر تو خواب حرف مي‌زني! خواب ديدي خير است، اينجا از دريا خبري نيست از گوش ماهي و جلبك‌هاي ته دريا هم خبري نيست. پاشو برو يك نان بخر، يك خامه هم بگير (ساعت 6 صبح. اينجا مازندران است شبكه راديويي شهر) تلفن همراه مدام زنگ مي‌خورد شماره ناآشنايي است اما كي حوصله پاسخ‌گويي دارد اما پي درپي آهنگ ممتد «سلام فلاني تبريك امسال قهرمانيد بابا مدير عامل تيم‌تان بمب منفجر مي‌كند ما خبر نداريم» مگر خبري شده است؟ ساعت 18 بعدازظهر سالن آزادي بابل. ميني بوس كوچك توقف مي‌كند اينها اينجا چه مي‌خواهند مگر راستي پولدار شده‌ايم، ايمان زندي ـ مهدي عسگرنژاد ـ پويا تاجيك ـ مهدي شاهسوند ـ سياوش محسني، توماج كريميان يعني امسال با بيم هستند ذهنم را به مطلب نوشته شده خودم در 23 خرداد 83 در روزنامه پاس جوان مي‌برم كه آوردم «سكوهاي چوبي ـ پنج شنبه‌هاي آخر هر هفته ـ عشق‌مان ديدن حامد حدادي ـ ايمان زندي ـ پويا تاجيك» و حال چه زود گذشت 27 مرداد 86، و اكنون آنها را مي‌بينم و خود خوشحال و هم تماشاگران با تعصب. 6 جوان آينده‌دار، 6 جوان با پشتكار قوي. به مهد بسكتبال شمال خوش آمديد. حال شما هستيد و يك شهر كه پشتوانه شما هستند. ما منتظر درخشش شما هستيم، پوياي تاجيك عزيز خوش آمدي ـ مهدي شاهسوند منتظر خنده‌هاي شما مثل خنده‌هاي پس از برد پيكان در هر بازي در بيم هستيم ايمان زندي، با وظيفه بيشتر از حضور در صنام و ذوب آهن و حال با تجربه بهتر و بيشتر در بيم. آهاي هوادار بابلي، آهاي هوادار بسكتبالي به تيمت افتخار كن ـ به تيمت نگاه بيشتري كن ـ بيم منتظر توست همانطوري كه تو منتظرش بودي ـ اشك شوق بريز بدان اين تيم امسال مدعي صد در صد قهرماني است به كمك تو خيلي نياز است. مدير بيم مي‌گويد «هوادار منتظر حضورت در ديدار با پتروشيمي هستم» و هواداران هم پاسخ مي‌دهند اين تيم شيرانه، بيم مازندران قهرمان ايرانه. هفته نامه حريف از مجموعه بيم و بازيكنانش به همانند تيم شهرداري گرگان حمايت كرده و آرزوي موفقيت اين دو تيم در ليگ برتر را خواستار است.


 فقر پشتوانه سازي در‌ تربيت مربيان تيم‌هاي ملي 

امروزه نقش مربيان در افزايش ميزان آمادگي يك تيم جهت حضور در مسابقات برون مرزي و كسب نتايج لازم بر هيچ اهل فني پوشيده نيست به خصوص آنكه با توجه به برخي كمبود‌ها و فاصله افتادن بين دانش مربيان جهاني با مربيان وطني اين احساس ايجاد مي‌شود كه جدا از آموزش آنها بايد معيارهاي متعددي را براي انتخاب مربيان تيم‌هاي ملي در نظر گرفت‌.
هرچند كميته ملي المپيك طي سال‌‌هاي اخير با توجه به ضعف در برخي رشته‌هاي پايه و قهرماني و طبق احساس نياز فدراسيون‌‌ها اقداماتي جهت جذب مربيان متعدد خارجي كرده است اما عدم كسب نتايج لازم با برخي مربيان وطني و حتي خارجي در مسابقات برون مرزي برا برخ تم‌ها مل و از سويي موفقيت برخي فدراسيون‌ها دگر در استفاده از مربيان داخلي و خارجي اين ذهنيت را به وجود آورده است كه در انتخاب سرمربي يك تيم‌ملي بايد اولويت را به مربيان وطني داد يا خارجي در هر حال كدام يك بيشتر به درد تيم‌ملي مي‌خورند؟
متأسفانه در انتخاب مربيان تيم‌هاي ملي بسياري از فدراسيون‌‌ها تنها به يكي، دو آيتم همچون داشتن تجربه و يا گذراندن كلاس‌هاي A جهاني توجه دارند در حالي كه يك مربي بايد موارد متعددي را كه براي كوچ‌نشيني لازم است در خود داشته باشد‌. در واقع فدراسيون‌‌ها بايد به سمتي حركت كنند كه جدا از پشتوانه‌سازي در امر بازيكن‌سازي به پشتوانه‌سازي در مربيان تيم‌هاي ملي هم توجه داشته باشند آن هم با حداقل استانداردهاي مورد نظر همچون داشتن حداقل مدرك ليسانس، آشنايي با زبان انگليسي، داشتن حداقل تجربه حضور در چند مسابقه برون مرزي، گذراندن دوره‌هاي تئوري و عملي مربيگري زير نظر تئوريسين‌هاي جهاني، آشنايي با قواعد مديريت، روانشناسي و تيمداري و موارد ديگر كه براي يك مربي لازم به نظر مي‌رسد‌.
متأسفانه برخي از مربيان تيم‌هاي ملي كشورمان از دانستن زبان انگليسي بي‌بهره بوده و حتي تا قبل از پذيرفتن هدايت تيم‌ملي، تجربه چنداني در مسابقات برون مرزي ندارند كه اين امر نمي‌تواند چندان به نفع ملوشاني باشد كه از آنها توقع كسب نتيجه در مسابقات برون مرزي مي‌رود‌. از طرفي متأسفانه سال‌‌هاست برخي فدراسيون‌‌ها در عرصه تيم‌ملي تنها روي مربيان خاصي تكيه كرده و كمتر به خود زحمت پشتوانه‌سازي در امرافزايش تعداد مربيان تيم‌هاي ملي داده‌اند كه كميته ملي المپيك و سازمان‌تربيت بدني مي‌توانند ضمن اجبار كردن فدراسيون‌‌ها در امر آموزش مربيان تيم‌هاي ملي آن هم با توجه به فاكتورهاي درخواستي، اين خلاء را پر كنند به طوري كه بعد از 5 سال هر فدراسيون حداقل 10 مربي كارآزموده و آشنا به علم روز ورزش و زبان انگليسي در حد تيم‌ملي داشته باشد تا در صورت رفتن يك مربي خارجي يا كادر فني قديمي‌، فدراسيون‌‌ها در به در به دنبال مربي نگردند‌. از طرفي بايد مقوله مربي تيم‌هاي ملي كه به قهرماني توجه دارد با مربي استعدادياب و چهره‌ساز از هم جدا و تفكيك شده و براي هر كدام تعريف خاصي مشخص كنيم تا روند پشتوانه‌سازي و نتيجه‌گيري تيم‌هاي ملي ورزش كشورمان در مسابقات متعدد برون مرزي كند و يا كمرنگ نشود‌.
درخصوص جذب مربيان خارجي هم بايد جداي از مبلغ قرارداد آنها و رزومه‌كاري‌شان به اين نكته هم توجه كرد كه آنها ابتدا بايد در حد انجام كارهاي پايه‌اي و اصلاح ضعف‌هاي تكنيكي و تاكتيكي ورزشكاران ايراني حركت كنند يا در بعد قهرماني، از طرفي كميته ملي المپيك مي‌بايست يك فاصله زماني را براي فدراسيون‌‌ها تعريف كند كه به عنوان مثال ما تا 3 سال مربيان خارجي شما را براي فراگيري دانش روز و انجام كارهاي پايه‌اي تأمين كرده و پس از آن فدراسيون‌‌ها بايد ضمن بهره‌گيري از تجارب مربيان خارجي، حضور در مسابقات برون مرزي، آموزش مربيان جوان و قهرمانان پا به سن گذاشته سابق، نيازهاي خود را تأمين كند در غير اين صورت آوردن فله‌اي مربيان خارجي و از طرفي آموزش تئوري و پاي تخته‌اي مربيان داخلي چندان نمي‌تواند براي ورزش كشورمان مفيد بوده و در واقع فدراسيون‌‌ها بايد در جهت خودكفا شدن در امر مربيان تيم‌هاي ملي و آموزش علم روز به آنها اقدام كنند‌.
نكته پاياني آنكه كميته ملي المپيك و سازمان‌تربيت بدني ضمن اعلام آيتم‌هاي استاندارد لازم براي فدراسيون‌‌ها از آنها بخواهند در يك پروسه زماني حداقل 5 ساله بيش از 10 مربي جوان در حد تيم‌هاي ملي و آشنا به علم روز‌تربيت كنند تا هزينه‌هاي بيت‌المال ورزش به جاي پرداخت حقوق مربيان خارجي‌، جهت آموزش مربيان داخلي صرف شود امري كه تاكنون كمتر به آن توجه شده است‌.
زماني به عدم پشتوانه سازي لازم براي‌تربيت مربيان تيم‌هاي ملي در ورزش‌هاي مختلف پي مي‌بريم كه با نگاهي به اسامي برخي از مربيان فعلي تيم‌هاي ملي در مي‌يابيم بسياري از آنها سال‌‌هاست به صندلي مربيگري تكيه زده و در واقع به نوعي براي خود حاشيه امنيت درست كرده‌اند كه اين امر باعث بي‌انگيزگي در بين ديگر مربيان جوان شده و در بلند مدت به زيان ورزشي تمام خواهد شد كه بنا بر نظر سازمان‌تربيت بدني بايد حداقل سه تيم‌ملي آن هم در رده‌هاي سني مختلف داشته باشد‌. نكته پاياني آنكه اميد مي‌رود سازمان‌تربيت بدني با ارائه دستورالعملي جديد به فدراسيون‌ها از آنها بخواهد براي افزايش مربيان در حد تيم‌هاي ملي بيشتر همت گمارند آن هم در چارچوب استاندارد‌هاي تعيين شده كارشناسان‌.


 اخلاق در ورزش 
نويسنده : عباس مروجي، خراسان شمالي

اخلاق در ورزش يكي از خواسته‌هاي طبيعي و به حق بچه‌ها بازي و ورزش است البته به شرط آنكه آلوده به حركات و رفتار غير اخلاقي و ديني نشود ورزش ضمن آنكه نقاط قوت دارد و بايد به انواع آن پرداخت ولي بعضي لغزش ها نيز در آن ديده مي شود. ابتدا به اهميت ورزش و ساختن بدن بايد توجه داشت كه براي نسل جوان امري ضروري است. بعد به نكات اخلاقي عنايت نمود كه اگر نكات اخلاقي در ورزش رعايت نشود نه تنها مفيد نيست بلكه مخرب و مفسد است خواهد بود.
-1 در ورزش برد و باخت و روحيه ي انتقام جويي ضداخلاق است محيط ورزشي آن وقت از سلامت و نتيجه شايسته برخوردار است كه ورزش صرفا براي آرامش اعصاب و روان و قوت جسم انجام گيردودر غير اين صورت برادري ها صميميت ها و رفاقت ها به كينه و دشمني مبدل خواهد شد. 2- يكي از كارهاي ناپسند در ورزش خود نمايي و دست زدن به حركاتي است كه تماشاچي را به خود جلب كند و يا از خود قيافه‌اي در لباس و موي سروصورت بسازد كه انگشت نما شود كه خوشبختانه ميان جوان هاي ما باب نيست اما در ورزشكاران بيگانه فراوان ديده شده و اين خود نمايي گاهي تا آنجا ادامه پيدا مي‌كند كه طرف تا سر حد مرگ و نابودي خويش پيش مي‌رود! 3- نبايد ورزش هدف نهايي و محل كسب و تجارت ورزشكار گردد. بلكه بايد مقدمه اي براي كسب مدارج علمي و معنوي گردد كه متاسفانه در بعضي از ورزشكاران كار بدانجا ميرسد كه مثل يك برده خريد و فروش مي شوند!! 4- ورزشكار بايد مالك نفس خويش باشد و در برخوردها خشم خود را فرو برد و از هر نوع نزاع لفظي و غير آن اجتناب كند . يك بار رسول خدا ( ص) بر عده اي جوان گذر كرد در ميان آن‌ها جوان پرقدرتي بود كه سنگ بزرگي را از زمين بر مي‌داشت كه ديگران آن را سنگ زورمندان يا وزنه قهرمانان مي‌ناميدند و همه از عمل آن ورزشكار قوي در شگفت بودند. پيامبر (ص)‌‌پرسيد : اين اجتماع براي چيست؟ جوانان عمل وزنه‌برداري آن قهرمان را به عرض رساندند. پيامبر فرمود: قوي‌تر از او كسي است كه به وي فحش و دشنام گويند و تحمل نمايد و بر نفس سركش و انتقامجوي خود غلبه كند و بر شيطان خويش و شيطان فحش دهنده پيروز گردد!