نسخه شماره 118 - 1386/06/05 - دوشنبه
صفحه اصلي شناسنامه
روي جلد
آرشيو

ارتباط با ما
جستجوي پيشرفته
برو
سایت های مرتبط نمایشگاه تصاویر


برپايي اولين بازارچه صنايع دستي در گلستان


افتتاح دومين جشنواره كودك و نوجواندر خراسان شمالي


تشكيل ستاد گسترش فرهنگ عفاف در بجنورد


من هم موبايل دارم


سختي‌هاي خوردن يك لقمه نان


 برپايي اولين بازارچه صنايع دستي در گلستان 
نويسنده : ثريا عبداللهي‌فر

 

 

 

 

 

اولين بازارچه صنايع دستي در استان گلستان همزمان با عيد مبعث حضرت رسول اکرم (ص)، هجدهم مرداد ماه توسط شرکت تجارت نماي طبرستان با همكاري شرکت تعاوني قلم زني و ضريح سازي نگاره مس نقش گلستان، با نظارت سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي گلستان در بلوار نهارخوران، تپه باباطاهر برپاشد و تا آخر شهريور ماه جاري ادامه دارد. حسين محرم زاده مدير عامل شرکت تجارت نماي طبرستان و مسئول ستاد برگزاري بازارچه با اعلام اين خبر گفت: شرکت تجارت نماي طبرستان مجري برگزاري نمايشگاه‌هاي داخلي و خارجي و ارائه دهنده خدمات نمايشگاهي و بازاريابي است که از يک سال و نيم گذشته فعاليت خود را آغاز کرده است.

 وي هدف از برگزاري اين نمايشگاه را رونق صنايع دستي به خصوص براي صنعتگراني که از فروش صنايع دستي خود درآمد کسب مي‌کنند اعلام کرد و در مورد علت انتخاب تپه باباطاهر نهارخوران گرگان براي برپايي بازارچه گفت: به علت گردشگري بودن اين منطقه، عموم مردم اعم از شهروندان استان و مسافران خارج از استان به اين مکان توجه خاصي دارند. وي با اشاره به اين نکته که بازارچه و نمايشگاه صنايع دستي از هجدهم مرداد ماه فعاليت خود را آغاز کرده است افزود: اين نمايشگاه همه روزه از ساعت 5 بعدازظهر الي 11 شب آماده پذيرايي از مهمانان و شهروندان گرگاني است. وي ادامه داد: در اين نمايشگاه از 17 استان کشور شرکت دارند که انواع مختلف صنايع دستي اعم از صنايع قلم زني، پيکره تراشي، سنگ تراشي، البسه محلي، سوغات محلي، سفال، گليم، جاجيم، زيورآلات و ... نيز در آن عرضه مي‌شود. محرم‌زاده از برنامه‌هاي جانبي اين نمايشگاه، به قرعه‌كشي و اهداء جوايز بين خريداران محصولات صنايع دستي اشاره كرد. تماشاي ساخته‌هاي دست بشر که با هنر و سليقه مردان و زنان هنرمند اين ديار تلفيق شده است همواره براي همگان جذاب بوده است، تنوع رنگ‌ها و چينش ظروف سفالي کنار هم، قابلمه‌هاي سنگي قلم زني شده، لباس محلي ترکمن و کتول، غرفه هاي مخصوص سوغات محلي و ... در کنار هم نوازشي هستند براي چشمانت و آرامشي براي روان خسته ات.

 به گفته مسئولين غرفه‌ها هر شب به تعداد بازديدکنندگان نمايشگاه اضافه مي‌شود. سالن نمايشگاه از علاقمندان هنر صنايع دستي آکنده است. اکثر بازديدکنندگان غرفه‌ها خانم هستند که تعداد زيادي از آنها در ورودي غرفه زيورآلات تهران تجمع کردند. بوي آش رشته و پيراشکي داغ هم در انتهاي سالن نمايشگاه علاقمندان را به سوي خود جذب مي‌کند. علي بهزادي فر، استاد پيکره‌تراش که سال‌ها در هنر حجم فعاليت دارد، از برپايي اين نمايشگاه ابراز خرسندي مي کند و تعدادي از آثار هنري‌اش که بر پيکره چوب به تصوير کشيده شده است را در معرض نمايش قرار داده او از فروش آثارش رضايت چنداني ندارد و علت اين امر را بالا بودن قيمت آثارش و عدم توانايي خريد عموم مردم بيان مي‌کند. سعيد شمس مسئول غرفه زيورآلات که از تهران براي شرکت در اين نمايشگاه حضور يافت، از سطح کيفي و کمي نمايشگاه و استقبال عمومي اعلام رضايت مي کند و تنها ضعف نمايشگاه را تبليغات و اطلاع رساني ضعيف مي‌داند.

کمالي به همراه چند تن ديگر از شهرستان قائم شهر استان مازندران در اين بازارچه شرکت کردند و با چيدمان تابلوهاي نقش برجسته در کنار هم رنگ و جلاي خاص را به غرفه خود داده اند. تنها انتقاد آنها نيز از برگزاري اين نمايشگاه عدم تبليغات مناسب و اطلاع رساني وسيع است. يکي ديگر از غرفه‌هايي که براي من خيلي جذاب بوده است، غرفه ظروف سنگي قلم زني است که از خراسان رضوي براي حضور در اين جمع آمدند خدادادي مسئول اين غرفه است که از فروش محصولاتش در گرگان راضي بوده و براي اولين بار در نمايشگاه صنايع دستي استان گلستان شرکت کرده است. در کنار نمايشگاههاي صنايع دستي استان که تاکنون توسط سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي استان برپا شده است اين نمايشگاه نيز از تنوع و کيفيت مطلوب و قابل قبولي برخوردار بوده است که با همت دو شرکت خصوصي از مازندران و گلستان برپا شده است. اميدواريم با همکاري مسئولين استاني شاهد حضور بيشتر نهادهاي خصوصي در برپايي اينگونه نمايشگاهها در جهت حمايت از هنر مظلوم صنايع دستي و هنرمندان زحمتکش و پر تلاش اين رشته باشيم.


 افتتاح دومين جشنواره كودك و نوجواندر خراسان شمالي 

دومين جشنواره تابستاني كودك و نوجوان خراسان شمالي در بجنورد افتتاح شد. سرپرست معاونت فرهنگي و هنري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي در افتتاحيه اين جشنواره كه با حضور تني چند از مسئولان اجرايي استان و والدين كودكان و نوجوانان در تالار مجتمع فرهنگي و هنري گلشن شهرستان بجنورد برگزار شد، تربيت صحيح كودكان و نوجوانان را مستلزم آگاهي والدين از وضعيت شناخت و نيازهاي رواني در مرحله از زندگي آنان به صورت عام ويژگي منحصر به فرد فرزندانشان به صورت خاص عنوان كرد. حسين فرخنده با اشاره به افزايش جمعيت و كمبود امكانات رقابت شديد براي بدست آوردن پيشرفت‌هاي فردي و اجتماعي در عصر حاضر و تغييرات فرهنگي وسيع، بر تجهيز والدين به سلاح مطالعه در تربيت علمي فرزندان بيش از پيش تاكيد كرد. وي در ادامه هدف از برگزاري دومين جشنواره كودك و نوجوان را زمينه سازي آشنايي هرچه بيشتر والدين با نيازهاي كودكان و نوجوانان اعلام و اذعان كرد: اين جشنواره با پريايي كارگاه‌هاي هنري، ديني و مهارت‌هاي زندگي سعي در ايجاد بسترهاي رشد و بالندگي استعدادها دارد. فرخنده عوامل اجرايي اين جشنواره را 25 نفر برشمرد و افزود: اين جشنواره به مدت 25 روز با اين عوامل اجرايي، كارگاه‌هاي گريم، خلاقيت، شعرخواني، قصه‌گويي،‌كاردستي، چاپ دستي،‌عروسك‌گرداني و ايستگاه نقاشي و خوشنويسي را برگزار مي‌كند. سرپرست معاونت فرهنگي و هنري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود: غرفه فروش محصولات فرهنگي، اسباب بازي و همچنين كلاس‌هاي آموزشي آشنايي با مشاغل پليس و آتش نشاني و برگزاري مسابقات قرآن، نقاشي و خوشنويسي از بخش‌هاي ديگر اين جشنواره است. حسين فرخنده در خاتمه با اشاره به فعاليت‌هاي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان شمالي در امر غني‌سازي اوقات فراغت به افزايش فضاهاي فرهنگي و هنري در شهرستان‌هاي استان با رويكرد ايجاد ساختارهاي فعال در اين حوزه اشاره كرد و در اين خصوص افزود: افتتاح خانه نمايش شهرستان بجنورد، انجمن سينماي جوان و مركز تربيت مدرس قرآن كريم و صدور مجوز براي موسسات فرهنگي و هنري، آموزشگاه‌هاي آزاد هنري، كانون‌هاي فرهنگي و هنري مساجد از جمله ساختارهاي سازنده است. اين مراسم با افتتاح غرفه‌ها و كارگاه‌هاي آموزشي و آغاز به كار اين جشنواره پايان يافت. لازم به يادآوري است: دومين جشنواره كودك و نوجوان خراسان شمالي تا مورخ 20 شهريور ماه جاري هر روز به جز روزهاي جمعه از ساعت 17 الي 21 براي حضور علاقمندان داير است.


 تشكيل ستاد گسترش فرهنگ عفاف در بجنورد  

نشست تخصصي ستاد گسترش فرهنگ عفاف و حجاب با حضور مدير اين دفتر در شوراي فرهنگ عمومي کشور در بجنورد برگزار شد. مدير دفتر عفاف و حجاب شوراي فرهنگ عمومي کشور در اين نشست تخصصي که با حضور اعضاي اين ستاد در محل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان شمالي برگزار شد در توجيه اين طرح گفت: اصول و سياست هاي کلي آن تصويب و به صورت يک حرکت عمومي در دستور کار 32 وزارتخانه و دستگاه قرار گرفته است. نورمحمد اين نشست تخصصي استاني را، دهمين جلسه توجيهي طرح گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در استانها عنوان و تصريح کرد: هدف ما توجيه و بومي کردن طرح است. مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين افزود: در گسترش و اجراي اين طرح دولت ابتدا از نهادها و سازمان هاي خود شروع کرده است. نورمحمد اجراي اين طرح را دربردارنده سه حوزه قانون گذاري و زدودن ابهامات در خصوص طرح، اجراي آن و ضمانت اجراي طرح برشمرد و افزود: هدف، سياست و مراحل اجرايي فازبندي شده در اين طرح کاملا روشن شده است. وي در معرفي چارت ستاد گسترش فرهنگ عفاف و حجاب گفت: در اين طرح که با ابلاغ رئيس جمهور به وزارتخانه ها ارسال شده معاون فرهنگي هنري وزارتخانه به عنوان دبيران ستادهاي فرعي معرفي شده است. نورمحمد افزود: در خصوص حوزه ساختاري اين ستاد در استان ها طبق شيوه نامه اجرايي آن نائب رئيس شوراي فرهنگ عمومي هر استان، رئيس و مدير کل فرهنگ و ارشاد اسلامي در همان استان دبير اين ستاد راتشکيل مي دهند. مدير دفتر عفاف و حجاب شوراي فرهنگ عمومي کشور حوزه ضمانت اجرايي اين طرح را شامل شوراي نظارت و ارزيابي نهادها اعلام و اظهار داشت: مسئوليت آن برعهده دبير ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر هر استان است. نورمحمد ديدگاه اين طرح را ديدگاهي فرهنگي عنوان و در اين رابطه انتظارات از سازمان ها را متناسب با وظايف آنها اعلام کرد. مدير کل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان شمالي نيز در ادامه اين نشست از بررسي کامل اين طرح در هفتمين جلسه شوراي فرهنگ عمومي استان و تشکيل ستادي به اين منظور خبر داد و افزود: در اين خصوص با فرمانداران شهرستان هاي استان نيز مکاتبه شده و در رابطه با تشکيل سريع اين ستاد در شهرستان ها تاکيد شده است. محمدرضا سوقندي رياست اين ستاد شهرستان ها را به عهده فرمانداران و رئيس ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامي هر شهرستان را به عنوان دبير اين ستاد معرفي کرد. وي با اذعان بر اين مطلب که بين همه شوراها، ستادها و کارگروهها خيلي از وظايف مشترک است، به تداوم اين نشستها و توجيه کارشناسان در خصوص اين طرح تاکيد کرد.


 من هم موبايل دارم 
نويسنده : محدثه جعفري آلوستاني

4 ماهي مي‌شد كه يه ريز به جونِ آقا جونم نِق مي‌زدم. يعني درست از شهريور پارسال كه بعد از 2 سال رد شدن و 6 بار امتحان تجديدي دادن بالاخره تونستم، ديپلممو بگيرم.
نشسته بودم واسه غازامون نون ريز مي‌كردم كه آقام از بنايي برگشت. پيرهن كارشو در آورد، پرت كرد واسه خواهرم كه جلوي شير آب نشسته بود و رو به من گفت: «سپردم به «جعفر بنز» عصري كه از شهر برمي‌گرده يه تيليفون همراه موبايل برات بياره» از ذوق تمومِ نون‌ها رو ريختم جلوي غازا و دويدم سمت آقا جونم و راست يه ماچ گذاشتم روي لپش. آقا جونم با دست پسَم زد و گفت: «چرا همچين مي‌كني؟ بدم مي‌آد...» دوباره شيرجه رفتم رو صورت آقا جون كه يه ماچ هم روي دلپ اونوري‌اش بگذارم كه با يه حركت آكروباتيك صورتشو برگردوند و دماغش رفت تو دهنم. آقا جون كه حسابي عصباني شده بود يه سقلمه زد توي پهلوم و رفت تو اتاق. تا عصر دل تو دلم نبود تا جعفر بنز از شهر برگرده.
اول اذون بود كه بالاخره اومد. تا صداي بوق ماشينشو از پشت در حياطمون شنيدم، مث برق از جام پريدم. جعفر بنز از پشت فرمون ماشين بنز قديمي‌اش پياده شد و اومد توي حياط. دويدم سمتش و گفتم: «جعفر آقا آوردي؟» جعفر آقا سراغ آقامو گرفت و رفت تو اتاق. دنبالش رفتم و كنارِ اون و آقا جونم نشستم. بعد از چند دقيقه حرف زدن يهو ديدم يه دونه سيم كارت از جيبش درآورد و گذاشت جلوي آقام و گفت: «اينم سفارشي كه داده بودي.» آقام خواست برش داره كه گفت: «البته اوس تقي شما بايد 2200 تومن ديگه به من بدين.» آقام ترش كرد و گفت: «جعفر آقا ديگه قرار نشد هي نرخ رو ببري بالا. ما گفتيم يه دونه تيليفون موبايل واسه اين بچه بگيريم كه پيش هم سن و سالاش كم نياره ديگه شوما پشيمونمون نكنين.» جعفر آقا گفت: «اوس تقي يه جوري حرف مي زني انگار من نماينده فروش ايرانسل‌ام. سفارش دادي گفتي مي‌ري شهر برام بيار، منم آوردم. يادته اونروزي جلوي مسجد كه داشتي پول مي دادي بست و شش هزار و هفتصد تومان شمردي دادي به من. هي گفتم 29 هزار تومنِ گفتي خرد ندارم. تازه اوس تقي ايني كه واسه حسن شما آوردم، جديدتره با اون قبليه كه واسه پسر كلب رضا آوردم فرق داره. اين جايزه هم داره. تا گفت جايزه، يهو آقا جونم لبخند زد و گفت: «جايزه‌اش چيه؟ پول نقد يا ظرف و ظروف خونه؟» جعفر آقا گفت: «نه بابا، جايزه‌اش يه دونه ديگه از همين سيم كارتاست.» آقام گفت: «سيم كارت ديگه چيه؟» جعفر آقا لبخندي زد و به سيم كارت جلوي آقام اشاره‌اي كرد و گفت: «از همينا ديگه.» آقام گفت: «نه بابا. چه آدماي خوبي. يعني يه تيليفون همراه موبايل مفتكي مي‌دن؟ پس اگه اينجوريه جعفر آقا قربونت اينو ببر پولشو پس بگير همون جايزه‌اش رو ور دار واسه ما بيار. جون خودت يه دونه كافيه.» جعفر آقا در حاليكه كم كم داشت كلافه مي‌شد پاشد كه بره. موقع خداحافظي گفت: «راستي اوس تقي اون 2200 تومن باشه فردا واسش يه گوشي هم مي‌آرم پولشو با هم مي‌گيرم.» آقا جونم از جا پا شد و گفت: «گوشي ديگه چيه؟» جعفر آقا گفت: «گوشي ديگه، گوشي موبايل كه حسن سيم كارتشو بذاره توش و باهاش حرف بزنه.» آقام گفت: «موبايل كه براش آوردي. تو رو خدا جعفر آقا اينقدر خرج نذار رو دستمون.» جعفر آقا لبخندي زد و گفت: «اوس تقي يه چيزي مي‌گي‌ها. به اين نيگاه كن. چطوري مي‌توني با اين يه تيكه كاغذ حرف بزني؟» بايد بذاري تو گوشي يا نه؟ غصه نخور حسن آقا شانسش خوبه. يه گوشي براش پيدا كردم تا 40 تومن. همين فردا واسش مي‌آرم.»
آقا جونم با بهت گفت: «40 هزار تومن؟ آخه من از كجا 40 هزار تومن بيارم. قربونت جعفر آقا يه كاري كن بشه با همين سيمش بتونه حرف بزنه.» جعفر آقا يهو موبايلشو از كمرش باز كرد و گفت: «اصلا بذار من گوشي مو همين الان مي‌دم به حسن.من فعلا احتياج ندارم. هر وقت پول اومد دستت چهل و دو هزار و دويست تومن به من بده.» بعد تند تند مشغول گذاشتن سيم كارت تو گوشي شد سيم كارت رو كه گذاشت تو گوشي بعدش چند تا دكمه رو زد كه يهو از گوشي يه آهنگ شاد ـ به سبك آهنگ‌هاي خودمون (شمالي) كه آقا جونم بيشتر موقع‌ها يكي شو زمزمه مي‌كرد ـ ازش بلند شد. يهو همه‌ي اهل خونه انگار كه خوششون اومده باشه خنديدين و آقا جونم هم شروع به بشكن زدن كرد. يهو آهنگ قطع شد. آقام رو به جعفر كرد و با دلخوري گفت: «چرا همچين كردي جعفر، تازه داشتيم ذوق مي‌كرديم.» جعفر آقا خنديد و گفت: «حسن بيا اينجا بشين بهت ياد بدم.» رفتم كنار جعفر آقا نشستم و كار با گوشي رو ياد گرفتم. وقتي همه شو ياد گرفتم جعفر آقا كيف موبايلشو از روي كمر بندش باز كرد و گفت: «اينم مالِ تو.» بعد هم خداحافظي كرد و رفت.جعفر آقا كه رفت،‌ كيف گوشي رو گرفتم و چسبوندم روي پيژامه‌ام،‌گوشه‌ي كمرم، ديدم نه، خوب ديد نداره. مخصوصا اگه قرار باشه دستامو بندازم كنارمو راه برم. پس از گوشه‌ي كمرم برش داشتم و چسبوندمش روي شكمم. جاش عالي بود. حالا ديگه قشنگ ديد داشت. پا شدم چند قدم باهاش تو اتاق راه رفتم. ديدم انگار پيژامه‌ام داره از كمرم مي‌افته. نمي‌دونم انگاري كِشش شُل شده بود. از ترسم كه موبايلم يه وقت بيفته پايين و بشكنه، زود از روي شكمم بَرِش داشتم و به ننه‌ام سپردم در اولين فرصت كِش پيژامه‌امو سفت كنه. 2ـ3 ساعتي از موبايل دار شدن من مي‌گذشت. آقا جونم از بيرون برگشته بود و داشت جلوي شير آب پاهاشو مي‌شست ننه‌ام و آبجيم زهرا هم داشتن سفره‌ي شام رو پهن مي‌كردند. من هم گوشه‌ي اتاق نشسته بودم و با موبايلم ور مي‌رفتم. يهو آقا جونم وارد اتاق شد. تا ديد من دارم با گوشي ور مي‌رم يه چپ چپ بهم نگاه كرد و گفت: «استغفرالله، شيطونه مي‌گه بزنم ناكارش كنم. بچه اينقدر با اون سگ مَصب ور نرو. مي‌خواي بزني همين روز اولي خرابش كني. هنوز پولِ اون وامونده رو من ندادم. شايد بخوام پسش بدم. نكن بي صاحاب شده رو يه مرضش مي‌گيره آخر.»
تا ديدم آقا جونم عصبانيه، از فرصت استفاده كردم و همين جوري كه جعفر بنز يادم داده بود،‌آهنگ مورد علاقه‌ي آقامو گذاشتم. آقام كه كنار سفره نشسته بود با شنيدن آهنگ لبخندي زد و گفت: «بيار بدش به من ببينم.» از جام پا شدم و گوشي رو دادم به آقام و خودمم همونجا نشستم. آقا جونم گوشي رو گذاشت كنار سبد سبزي خوردن و شروع به بشكن زدن كرد. ننه‌ام و آجيم هم با لبخند كنار سفره نشستند و مشغول خوردن شام شدند. همون طور كه واسه خودم آب مي‌ريختم گفتم: «موبايل اصغر پسر كلب رضا يه آهنگ‌هاي مسخره‌اي داره كه نگو. آدم گريه‌اش مي‌گيره. فردا ببرم بهش نشون بدم بفهمه موبايل به چي مي‌گن.» آقاجونم با عصبانيت گفت: «غلط كردي. آره،‌از فردا ببر بچرخونش تو روستا تا يه روزه پدر شو در بياره.» يهو آهنگ قطع شد. دستمو بردم طرف گوشي كه آقا جونم محكم زد پشت دستمو گفت: «دست نزن» با ترس گفتم: «مي‌خوام براتون آهنگ شو از اول بيارم.» آقام گفت: «خيلي خب بگير.»
هنوز به دكمه‌هاش دست نزده بودم كه آبجيم گفت: «آقا جون بگو يه دقه بده ببينم. من هنوز نديدمش.» آقا جونم با اخم گفت: «چرا نمي‌دي بچه ببينه. نمي‌خوردش كه نديد بديد.» با اشاره‌ي چشم و ابرو چند تا فحش آب دار به آبجيم دادم و بعد هم گوشي رو از اين طرف سفره گرفتم سمتش كه روبروم نشسته بود. دستشو دراز كرد كه گوشي رو از دستم بگيره، ‌سعي كردم موقع گرفتن گوشي، ناخن شستمو فرو كنم تو دستش كه متوجه شد و دستشو كشيد و يهو گوشي افتاد تو ديگ آبگوشت. داد زدم: «خاك بر سر دست و پا چلفتي. مگه كوري؟» آبجيم كه حسابي ترسيده بود هيچي نگفت. پا شدم رفتم سمتش گيساشو گرفتم تو دستمو يه چك آبدارم زدم تو گوشش. ننه‌ا‌م ملاقه رو برداشت و شروع كرد به گشتن گوشي تو ديگ آبگوشت كرد. آقام سرشو برد تو ديگ و ننه‌ام رو راهنمايي مي‌كرد كه يهو گردنبند ننه‌ام هم از گردنش باز شد و افتاد تو ديگ و با افتادنش يه قلب چربي اومد بالا و پاشيد تو چشم آقاجونم. آقا جونم در حاليكه داد مي‌زد: «سوختم، سوختم»از اتاق رفت بيرون.
ننه‌ام بالاخره صيد خودشو كرد و گوشي رو از ديگ آبگوشت كشيد بيرون. چشمتون روز بد نبينه، چربي تموم گوشي رو برداشته بود. ننه‌ام كه از ترس آقام مي‌خواست زودتر تميزش كنه گوشي و انداشخت تو پارچ آب و بعد هم دستاشو فرو كرد تو پارچ و شروع به ماليدن گوشي كرد. بعد از چند دقيقه گوشي رو گرفت سمت من كه گريه مي‌كردم و گفت: «بيا ننه. عين اولش شد.» گوشي رو از دست ننه‌ام گرفتم. هيچي رو صفحه‌اش نبود. سفيد سفيد شده بود. شروع به زدن دكمه‌هاش كردم. ديدم صدا نمي‌ده. عصباني شدم و پرتش كردم سمت ديوار رو به رو كه يهو از وسط دو تيكه شد. پدرم وارد اتاق شد وقتي گوشي رو ديد رو به من كرد و گفت: «از فردا صبح زود پا مي‌شي باهام مي‌آيي بنايي كه بتوني قرض جعفر بنز رو بدي.» بغض كردم و شام نخورده رفتم كه بخوابم.


 سختي‌هاي خوردن يك لقمه نان 
نويسنده : مطهره علي‌اصغري

بذري پاك در دل خاك و در ميان گل ولاي خودش را جاي مي‌دهد، با خورشيد پيوند مي‌بندد كه با هم باشند، بذر رشد مي‌كند، مي‌رويد،‌سبز مي‌شود و در نهايت طلايي.
و اين گندم است كه خوشه‌هاي طلايي‌اش را به ما هديه مي‌كند تا....
اما همواره عده‌اي از وضعيت نان،‌ نانوا و نانوايي‌ها گله مند بوده و هستندـ بعضي اوقات ناني را كه از نانوايي تهيه مي‌كني قابل خوردن نمي‌باشد. چرا؟
ـ منصور كميلي جوان 28 ساله‌اي است كه مي‌گويد: يك روز با اشتهاي كامل آماده غذا خوردن شدم، هنگاميكه تكه‌اي از نان را برداشتم متوجه وجود چيزي درونش شدم كه با آن وضع ديگر قادر به غذا خوردن نشدم.
ـ خانم حاجي كه هنگام غذا خوردن اتفاقي برايش افتاده بود با احساس بدي اينگونه تعريف مي‌كند، مشغول غذا خوردن بودم، به همراه آن نان هم خوردم،‌احساس كردم شيئي زبر در دهانم است، كه بعد متوجه شدم آن يك چسب است.
ـ آقاي ترابي كه با وجود گرماي زياد در صف نان ايستاده است در رابطه با نظافت نانوايي‌ها مي‌گويد: با توجه به گرماي فضاي نانوايي،‌به ويژه در اين فصل و با توجه به وضعيت گرماي هوا، بارها ديده شده كه بعضي افراد مشغول به كار در نانوايي‌ها، مسائل بهداشتي را به خوبي رعايت نمي‌كنند،‌ مثلا عرق صورتشان را بادست‌ها و يا لباس مخصوص كار پاك مي‌كنند و ...
ـ آقاي كردجزي 53 ساله است و مي‌گويد: چندين سال قبل نانوايي‌ها، نانوا‌ها و حتي نان‌ها وضعيت به ساماني نداشتند اما اكنون با پيگيري‌هاي بهداشت در اين رابطه،‌ در موارد مختلف، بهداشت بيش از پيش رعايت مي‌شود. با اين حال هنوز هم در بعضي موارد افرادي ديده مي‌شوند كه در حيطه كارهايشان بهداشت را رعايت نمي‌كنند سيگار مي‌كشند و يا ديده مي‌شوند افرادي كه مشغول به كار هستند كمتر مسائل بهداشتي را رعايت مي‌كنند تعدادي از شهروندان نيز در مورد كيفيت نسبتا پايين نانها مسائلي را مطرح كردند و نسبت به اين موضوع اعتراض داشتند.
در پي مسائل مطرح شده سعي بر اين داشتيم در جهت پيگيري موارد مطرح شده مصاحبه‌اي با مسئولين مربوطه در اين زمينه داشته باشيم كه متاسفانه بعد از گذشت سه هفته از تماس‌هاي مكرر ما با روابط عمومي، مركز بهداشت استان و امروز و فردا كردن آنها جوابي در اين خصوص دريافت نكرديم.