نسخه شماره 235 - 1389/03/31 - دوشنبه
صفحه اصلي شناسنامه
روي جلد
آرشيو

ارتباط با ما
جستجوي پيشرفته
برو
سایت های مرتبط نمایشگاه تصاویر


انواع تفکر در ارتباطات انساني


 انواع تفکر در ارتباطات انساني 
نويسنده : علي شيخ زاده

آنچه امروزه باعث تماز افراد در جوامع مي‌شود به واقع نوع وشکل تفکرات آنهاست چراکه تفکرات افراد منشاء رفتارها و برخوردها اجتماع آنهاست و هر فرد با نوع تفکرات خود ، شخصت کار و اجتماع خود را ساخته و به تلاش در چارچوب اعتقادات تفکر خود ادامه مي‌دهد لذا آشنا با عمده تفکرات انسان مي‌تواند عامل تغر عمق و مثبت در شکل زندگ افراد تلق گردد .
در تقسيم بندي تفکر براساس ميزان ملاحظه افراد و اعتماد به نفس آنها ، تفکرها به چهار دسته تقسيم مي شوند :
1 ـ تفکر ( برنده ، برنده ) تفکر شيري
2 ـ تفکر ( برنده ، بازنده ) تفکر ببري
3 ـ تفکر( بازنده ، برنده ) تفکر روباه گونه
4 ـ تفکر ( بازنده ، بازنده ) تفکر گرگ مسلک ها
حال داستاني از مثنوي آورده مي شود که در اين داستان مولوي سه نوع تفکر شيري ، روباه اي وگرگي را به زيبايي بيان كرده است.
يک روز صبح زود روباه و گرگ نزد شير رفتند تا هر سه با هم به شکار بروند . شير نيز پذيرفت . به طور معمول در اين گونه موارد، انسانهاي شير مسلک يا انسانهاي با تفکر برنده، برنده هر چند که خود قدرت به دست آوردن نيازهايشان را دارند‌، ولي براي کمک به اطرافيان واينکه بقيه نيز بتوانند در بازي زندگي برنده باشند، با آنها شراکت مي كنند. هر سه وارد دشت بزرگ و پهناور شدند . روباه وگرگ که فقط در فکر سير کردن شکم خودشان بودند، سعي داشتند که شير ، سريع تر شکاري را بگيرد وآنها بدون زحمت وارد گود شوند و از زحمتها وتلاشهاي شير، بدون رنج، بهره ببرند زيرا هرکه با شيرها وافرادي که داراي تفکربرنده، برنده هستند، همراهي کند ، هيچ وقت بازنده نخواهد بود . در اين زمان ، شير که ديد روباه وگرگ قدرت شکار کردن را ندارند ونمي توانند شکار کنند ، خود، وارد ميدان شد و يک گاو ، يک بز و يک خرگوش را شکار كرد. سپس شکارها را پيش گرگ و روباه برد. ولي ناگهان فكري از سرش گذشت و تصميم گرفت كه بيايد به روباه وگرگ درس تفکر برنده، برنده را بدهد. بنابراين، رو به گرگ کرد وگفت: « اي گرگ مي خواهم تو را امتحان كنم بيا واين سه شکار را به عدالت تقسيم کن. » گرگ که از امتحان بزرگي که در زندگي برايش پيش آمده بود بي خبر بود ، بدون تفکر و بدون هيچ گونه ملاحظه اي از اينکه اين شکارها را خود شير با زحمت به دست آورده و او هيچ گونه سهمي در اين شکارها ندارد، گفت: « اي شير بزرگ، اين گاو که از همه بزرگ تر است ، مال شما ، اين بز که ميانه است، مال من که کوچکترم واين خرگوش هم براي روباه که جثه اش از هر دوي ما کوچكتر است‌. در اين لحظه شير عصبي شده بود و مي‌خواست درس عبرتي به گرگ بدهد تا تمام انسانهايي که بعد از گرگ زندگي مي‌کنند‌، درس تفکر برنده، برنده را ياد بگيرند؛ گرگ را با چنگالهاي خود دريد. بعد از اين واقعه روباه چون سرنوشت گرگ را ديد، تازه فهميد وقتي کسي در کاري تلاش نکرده است ، نبايد توقع بيجا داشته باشد . بنابراين وقتي شير از او پرسيد که چگونه اين شکارها را تقسيم مي کني ، از روي ترس ، تفکر بازنده، برنده را که خودش بازنده باشد وشير برنده اتخاذ و گفت: اي شاه حيوان ها اين گاو وحشي خوراک صبحانه شما ، بز کوهي خوراک ناهار و خرگوش را هم شب ميل فرماييد . شير که لبخند رضايت بر لب داشت ودريافت که روباه از اين شکارها براي خودش سهمي نمي خواهد وهمه را پيشکش او کرده است و اين درس بزرگ را به خوبي ياد گرفته است، به اوگفت: من از اين شکارها هيچ کدام شان را نمي خواهم وهمه شکارها مال تو . در حقيقت ، شير که داراي انديشه تفکر برد، برد است از شکارها گذشت وآنها را به روباه بخشيد ودر اين جا بود که روباه ياد گرفت که در تفکر برنده، برنده من و تو به ما تبديل مي شود.
آقاي استفان کاوي در کتاب هفت عادت مردمان موثر يکي از بزرگترين عادتهاي مردمان موثر را عادت تفکر برنده ، برنده مي داند وتفکرها را به چهار دسته تقسيم كرده است که در جدول دوبعدي زير اين چهار نوع تفکر آمده است:
1 ـ تفکر برنده ، برنده
صاحبان اين نوع تفکر، شير مسلکاني هستند که مايل اند در هر کاري، همه برنده شوند . خود ، سودشان را از کار مي برند ومايل هستند بقيه نيز بيشتر از آنها سود ببرند. برنده ، برنده فلسفه کلي کنش متقابل انسان هاست . چارچوبي از ذهن وقلب است که به گونه‌اي مداوم در تمام جنبه هاي ارتباطي درصدد جذب منافع دو جانبه است .
2 ـ تفکر برنده، بازنده
مي گويند وقتي شير به شکار مي رود بعد از شکار ، اجازه مي دهد که بقيه حيوانات هم از باقي مانده شکار استفاده کنند. ولي ببر اين اجازه را به هيچ حيواني نمي دهد؛ انسانهايي با تفکر ببر، هميشه مايل هستند که خودشان در هر ميداني پيروز باشند و بقيه افراد براي آنها جايگاهي ندارند . در دنياي مديريت ، برنده، بازنده روشي مستبدانه و خودکامه است . با اين مفهوم ضمني که من به مقصود مي رسم اما شما چيزي عايدتان نمي شود.
3 ـ تفکر بازنده ، برنده
ذهن بعضي از مردم با بازنده، برنده برنامه ريزي شده است‌:
ـ من مي بازم و تو مي بري .
ـ پيش برو و مانند ديگران مرا لگدمال کن و پشت سر بگذار‌.
ـ من بازنده ام ، هميشه بازنده بوده ام .
بازنده ، برنده از برنده ، بازنده هم بدتر است ؛ چرا که هيچ استاندارد ، تقاضا ، منفعت منطقي وبينشي در کار نيست . اين افراد براي ابراز اعتقادها و احساسهاي خود جرأت وجسارت کافي ندارند وبه راحتي از اثر قدرت ظاهري افراد خود را مي‌بازند‌.
4 ـ تفکر بازنده ، بازنده
در داستان مثنوي ، گرگ ، بازنده داستان بود، انسان هاي گرگ صفت هميشه بازنده هستند.
فراموش نکنم که در دنا پش رو خود ، در مسائل کار و زندگ ناز به آن دارم تا افکارمان را متحول کنم چراکه تفکرات پوچ و ب اساس که منشاء آن خودخواه و غرور است همشه عامل برا ناکارآمد تلاشهامان بوده و هست.
تلاش با تفکر برد- برد روکرد است مثبت و به واقع امن برا رسدن به اهداف و ان اصل در کشورها پشرفته و مدرن تحت عنوان اصل Win – Win ا همان تفکر برد – برد شعار اصل عامه مردم بوده و حت برترن شرکتها و مدران آنها نز به ان اصل معتقد و پابند مي‌باشند.
اما به واقع در بن ما چند درصد با تفکر برنده ـ برنده زندگ مي‌کنم؟