نسخه شماره 177 - 1387/09/25 - دوشنبه
صفحه اصلي شناسنامه
آرشيو

ارتباط با ما
جستجوي پيشرفته
برو
سایت های مرتبط نمایشگاه تصاویر

 چگونه يك داستان كوتاه بنويسيم 

بگذاريد قبل از همه چيز تكليفم را با اين نوشته روشن كنم. اينكه فرآيند پيچيده و رازآلودي(حداقل براي ما رازآلود) مثل نويسندگي را بتوان طي يك نوشته‌ي كوتاه آموزش داد يا حتي اصول اوليه‌اش را منتقل كرد، از فكري غربي نشات مي‌گيرد. يعني طرز فكري كه در آن جايي براي الهامات ادبي آنچناني و اسرار و رموزي مافوق طبيعي و وهم‌آلود نيست. راستش من خيلي هم با چنين طرز تفكري مشكل ندارم و حتي آن را مي‌پسندم. ولي اينكه اين نوشته تا چه حد در آنچه ادعايش را دارد، يعني آموزش ساده‌ي نوشتن يك داستان كوتاه، موفق است، اصلا مطمئن نيستم بخصوص كه علي‌رغم ساده و روان بودن خود متن اصلي، ترجمه‌اش آن گونه كه بايد روان و سره از آب درنيامد.
به هر حال فكر كنم خواندش خالي از فايده نيست؛ ممكن است دو سه نكته‌ي خيلي ساده داشته باشد كه موقع نوشتن يك داستان كوتاه يادتان بيفتد و به بهتر شدن كارتان كمكي ولو اندك كند. اصل انگليسي اين نوشته را كه jmaynard نوشته است و خوانندگان قبلي‌اش نمره‌ي خوبي به آن داده‌اند، در سايت ROCONTER (به معني داستان سرا) مي‌توانيد بخوانيد:
چگونه يك داستان كوتاه بنويسيم
همه‌ مي‌دانند كه نوشتن يك داستان كاري راحت و ساده نيست. داستان كوتاه همانند نمايشنامه و شعر نوعي از ادبيات تخيلي‌ است كه بايد بر احساسات خوانندگان تاثير بگذارد. از آنجا كه داستان كوتاه حاكي از تفسير نويسنده از واقعيت است، بايد به‌گونه‌اي هنري از زبان استفاده كند كه بر تجربيات بشري دلالت كند. چگونه يك داستان كوتاه عالي بنويسم؟ چه نكاتي را بايد در خاطر داشته باشيم تا داستان كوتاه خوبي بنويسيم؟ اينجا يك راهنماي سريع براي پاسخ گفتن به پرسش‌ها ارائه مي‌شود:
1ـ بخوانيد
خواندن براي هر كسي كه مي‌خواهد بنويسد، ضروري‌ست. براي نوشتن يك داستان كوتاه خوب، بايد در ابتدا داستان‌هاي كوتاه ديگران را بخوانيد. خواندن نه تنها انگيزه و الهام لازم براي نوشتن داستانتان را به شما مي‌دهد، بلكه به شما مي‌آموزد چگونه ديگر نويسندگان بر خواننده تاثير مي‌گذارند و همچنين ياد مي‌گيريد كه از سبك‌هاي آن نويسنده‌‌ها به عنوان پايه‌اي براي خلق سبك و تاثير متعلق به خودتان استفاده كنيد.
2ـ الهام بگيريد
يك نويسنده‌ي با تجربه و حرفه‌اي نيازي به الهام ندارد چون افكار او به طور طبيعي روان مي‌شود و كافي‌ست كه آنها را در كلمات تعبيه كرده و روي كاغذ پياده كند. اما نويسده‌هاي تازه كار بايد الهامي داشته باشند چون نه تنها داشتن الهام به شما كمك مي‌كند كه اولين پاراگراف‌تان را بنويسيد بلكه شما را ياري مي‌دهد تا انتها پيش رويد. الهامتان ممكن است به شكل يك شي باشد؛ يك شخص خاص يا رويدادي كه نمي‌توانيد فراموشش كنيد.
3ـ داستانتان را در ذهن مجسم كنيد
به چيزي فكر كنيد كه مي‌خواهيد درباره‌اش با خوانندگانتان حرف بزنيد. فرض كنيد مي‌خواهيد داستاني درباره‌ي دو نفر كه عاشق هم مي‌شوند، تعريف كنيد. آن دو چگونه افرادي هستند؟ چه چيز آنها برايتان جالب است كه مي‌خواهيد به خوانندگانتان منتقل كنيد؟ روي اين موضوع تمركز كنيد و به موضوعات ديگري كه مي‌خواهيد به اين زوج پيوند دهيد، فكر كنيد. فرض كنيد والدين دختر موافق رابطه‌ي آنها نيستند. خود اين والدين چگونه آدم‌هايي هستند؟ براي اينكه آن دو را از عشق‌شان منصرف كنند، چه كار مي‌كنند؟ پاسخ به اين سولات ممكن است علامت خوبي براي آغاز داستانتان باشد. شما از اينجاست كه بايد انديشه‌اي درباره‌ي آنچه خواهيد نوشت، فراهم كنيد.
4ـ صحنه‌ها را بچينيد
براي اينكه نوشته‌يتان با رويدادهاي از پيش انديشيده شده‌ي داستانتان هماهنگ باشد، ترسيم صحنه‌هاي داستانتان در يك كاغذ ديگر بسيار مفيد است. شخصيت‌هاي احتمالي و رويدادهاي اصلي داستانتان را رديف كنيد. لازم نيست اين ليست شامل جزئيات زيادي از شخصيت‌ها و اتفاقات باشد چرا كه قرار است اين فهرست فقط طرحي باشد از آنچه داستانتان به نظر خواهد رسيد.
5ـ زاويه‌ي ديدتان را انتخاب كنيد
اينكه داستان از زبان چه كسي و چگونه تعريف مي‌شود، براي يك داستان كوتاه بسيار مهم است. اين نظرگاه به شدت حس و حال داستان را تغيير مي‌دهد. به همين خاطر قبل از اينكه زاويه‌ي ديدي را كه در داستان به كار خواهيد گرفت انتخاب كنيد، به دقت فكر كنيد، ولي هر زاويه ديدي را كه اين مرحله انتخاب مي‌كنيد، تا پايان داستان بايد به آن پايبند باشيد و تغييرش ندهيد.
6 ـ شخصيت‌ها را بسازيد
براي يك داستان كوتاه حداكثر سه شخصيت اصلي خلق كنيد. كاراكترهاي اصلي زياد داستان را پريشان، درهم و برهم و گيج كننده مي‌كنند چون هر شخصيت جديد با خود بعد تازه‌اي به داستان مي‌دهد. شخصيت‌ها نبايد آدمك‌هايي مقوايي باشند.
هر شخصيت بايد متناسب با ويژگي‌هاي خاص آن شخصيت سخن گويد. آنها بايد باورپذير و درعين حال اسرا آميز باشند.
7 ـ يك مقدمه‌ي خوب فراهم كنيد
وقتي همه چيز طراحي و برنامه‌ريزي شد، پاراگراف اول را به سرعت بنويسيد. صحنه را بچينيد و شخصيت‌هاي اصلي‌تان را معرفي كنيد. اين صحنه بايد جايي باشد كه شما خوب مي‌شناسيدش تا قادر باشيد جهت توصيف واضح آنجا از تصاويري كه در خاطر داريد، بهره بگيريد. بايد پاراگراف اول چنان جالب باشد كه خواننده توجه‌اش جلب شده و تشويق شود تا داستان را تا انتها بخواند. نكته‌ي مهم اين است كه در اين پاراگراف، جزئيات مهم و نيز قسمت اصلي كنش را پشت پرده نگهداريد تا معماي داستان فاش نشود.
8 ـ يك نقشه‌ي خوب طرح كنيد
ابتدا اتفاقاتي را كه قرار است نهايتا مشكل يا چالش اصلي را براي شخصيت( يا شخصيت‌هاي) اصلي خلق كنند، طراحي كنيد. سپس گره‌هاي داستاني را پي‌ريزي كنيد تا خواننده مشتاق و كنجكاو باقي بماند. همانگونه كه داستان پيش مي‌رود، چالش و مشكل اصلي نيز بايد پيچيده‌تر شود و سختگيرانه‌تر شود. به اين ترتيب نه تنها احساست خواننده براي خواندن ادامه‌ي داستان برانگيخته خواهد شد بلكه برداستان متمركزتر خواهد شد.
9 ـ نگوييد بلكه نشان دهيد
شخصيت‌ها مسئول تعريف داستان طي كنش‌ها و ديالگوهايشان هستند؛ نويسنده نبايد آنچه بيان شدني‌ست را خودش تعريف كند. به جاي اينكه بگوييد« آنت از دست بهترين دوستش كريستينا به خاطر دزديدن دوست پسرش خيلي عصباني بود» بگوييد «وقتي كريستينا به طرف آنت آمد و با لبخندي شيرين برلب به او چشمك زد، آنت در درونش درد شديدي از خيانتي كه به او شده بود، احساس كرد. با خشمي فروخورده و در حاليكه به سختي نفس مي‌كشيد، گفت: اميدوارم از اينكه دوستي خودت را ثابت كردي، خوشحال باشي.»
10 ـ از فعل‌هاي معلوم استفاده كنيد
داستانتان هرچه بيشتر مملو از زندگي باشد، بهتر است. براي اين كار از فعل‌هاي معلوم به جاي افعال مجهول استفاده كنيد. به جاي گفتن «گل بوسيله‌ي جوانا برداشته شد» بگوييد « جوانا گل را برداشت»
11 ـ گفتگو را فراموش نكنيد
به كارگيري گفتگو و ديالوگ به داستان زندگي مي‌بخشد. از گفتگو فقط براي شاخ و برگ دادن ظاهري به شخصيت استفاده نكنيد بلكه با آن هويت شخصيت‌هايتان را به خواننده منتقل كنيد. از ديالوگ به شكل نقل قول مستقيم استفاده كنيد مثل «برو آنجا» به جاي نقل قول غير مستقيم مثل « زن به مرد گفت كه به آنجا برود»
12 ـ فرهنگ لغت دم دست داشته باشيد
يك مرجع خوب (مثل يك فرهنگ لغت يا واژه‌نامه) براي خلق يك داستان خوب حياتي ا‌ست. مي‌توانيد از آنها براي چك كردن املاي كلمات و يافتن بهترين كلماتي كه براي توصيف به كار مي‌آيد، استفاده كنيد. به جاي يك جمله‌ي طولاني يا يك پاراگراف طويل سعي كنيد از حداقل كلمات براي انتقال آنچه مي‌خواهيد بگوييد، استفاده كنيد. اغلب اوقات يك كلمه‌ي مناسب و محك بهتر از پاراگرافي پر از كلمات تجملي و پوچ است.
13 ـ پايان داستان را مختصر برگزار كنيد
توصيه مي‌شود كه پايان داستان با تدبير و اندكي پيچش همراه باشد. پايان‌تان يگانه باشد ولي به پاياني شل‌ و ول اكتفا نكنيد. بايد رضايت‌بخش باشد ولي نه قابل پيش‌بيني. بايد به خاطر داشته باشيد كه در پايان بهتر است كوتاه باشد ولي نه آنچنان موجز و ابتر كه خواننده احساس كند پا درهوا مانده است. پايان شما بايد همه چيز داستان را از آغاز تا انتها به هم پيوند دهد و دربرگيرد.
14 ـ باز خواندني و ويرايش كنيد
بعد از اينكه آخرين كلمات داستان را كنار هم گذاشتيد، زمان آن فرا مي‌رسد كه چرخه‌ي ويرايش را آغاز كنيد. با دقت سراغ نوشته برويد و تمام اشتباهاتي را كه در ساخت جملات، لغات مورد استفاده و نيز قالب بندي مرتكب شده‌ايد، اصلاح كنيد. علامت‌هاي نگارشي، انتخاب صحيح كلمات و واژه بندي، املا، دستور و توصيف را از قلم نياندازيد. لغات، عبارات و حتي پاراگراف‌هايي را كه با عناصر اصلي داستان هماهنگ و همسو نيستند، خط بزنيد. بعد از اينكه اين كار كرديد، نوشته را تا چند روز و حتي چند هفته كنار بگذاريد و بعد دوباره سراغش يرويد؛ بخوانيد و ويرايش كنيد. در موقعيت‌ها و فرصت‌هاي مختلف داستان را بارها و بارها بازخواني كنيد. با اين كار متوجه چيزهاي مختلفي در داستانتان خواهيد شد كه ممكن است بخواهيد آنها را تغيير دهيد تا به بهترين شكل ممكن‌اش درآيد.
15 ـ بگذاريد دوستان خطاهايتان را گوشزد كنند
دوستانتان را واداريد كه نگاهي به كارتان بياندازند. احتمالا آنها تنها قادر خواهند بود كه اشتباهات و خطاهايي را ببينند كه از چشم شما دور مانده‌اند. مثلا ممكن است آنها به بعضي كلمات يا جملات گير دهند كه اتفاقا شما عاشقانه دوستشان داريد. در چنين وضعيتي بايد بين تغيير يا حذف كامل آن موارد يكي را انتخاب كنيد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان